بررسی تحولات منطقه و بیداری اسلامی




بیداری اسلامی

 

 


۱۳٩٠/۸/۳٠ توسط ghazal shakiba



رهبر معظم انقلاب در نخستین اجلاس بیداری اسلامی

 

رهبر معظم انقلاب در نخستین اجلاس بیداری اسلامی تبیین کردند:
بررسی هویت قیامها و انقلابهای منطقه/ مخاطرات و آسیب های پیش روی انقلابها/ راهکارهای علاج جویی و پیش گیری از آسیبها (۱۳۹۰/۰۶/۲۶ - ۱۲:۱۶)
صدها عالم، دانشمند، روشنفکر، صاحب نظر، جامعه شناس و مورخ از کشورهای مختلف جهان به ویژه جهان اسلام، از صبح امروز با سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، بررسی ابعاد مختلف بیداری اسلامی را در نخستین اجلاس بین المللی تهران آغاز کردند.
ولی امر مسلمین در سخنان خود در مراسم گشایش اجلاس، بیداری اسلامی و برانگیختگی و آگاهی امت اسلامی را درهم شکننده حصارهای استبداد و استکبار خواندند و ضمن بررسی هویت قیامها و انقلابهای جاری در منطقه؛ به تبیین آسیبها و خطرات پیش روی این حرکت عظیم و تشریح راههای فائق آمدن بر آسیبها پرداختند و تاکید کردند: بیداری مبارک اسلامی با غافلگیر کردن شیاطین منطقه ای و جهانی، مهره های خطرناکی از جبهه ی دشمن ساقط کرده اما لازم است با توکل بر خدا، درس آموزی از تجربیات تاریخ معاصر جهان اسلام، و تکیه  بر عقل و عزم و شجاعت، صحنه ی همچنان سیال تحولات منطقه را مدیریت کرد و به سرانجام رساند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اتکای تحولات بزرگ اجتماعی به پشتوانه های تاریخی و تمدنی، «حضور شخصیتهای فکری و جهادی جریان ساز در صحنه تحولات  صد و پنجاه سال اخیر کشورهای اسلامی و نیز ناکام ماندن تجربه های حکومتی وابسته به شرق و غرب» را از عوامل مؤثر درشکل دهی اوضاع کنونی دانستند و خاطر نشان کردند: در این میان، پیروزی انقلاب اسلامی و تأثیر نظام ماندگار، مقتدر، شجاع و پیشروی جمهوری اسلامی در بیداری اسلامی، یقیناً فصل مهمی در تحلیل و تاریخ نگاری حقایق کنونی جهان اسلام است.
ایشان در تبیین هویت قیامها و انقلابهای جاری در منطقه، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و مبارزه و جهاد را مهمترین عنصر تحولات جاری برشمردند و با اشاره به تفاوتهای عمیق تحولات متکی بر مردم با دیگر تحرکات اجتماعی افزودند: تحولات متکی بر مردم همچون کلمه طیبه الهی است و حضور تعیین کننده مردم در آن، با ترسیم آینده ی مطلوب، اجازه انحراف و سازش با دشمن را به خواص  آلوده و عوامل نفوذی دشمن نمیدهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شکل گیری تدریجی سرّ مقدس «انگیزه و عزم قیام» در ذهنیت مردم مصر و متجلی شدن این انگیزه در حضور پرشکوه مردم دلاور با فرهنگ و پرافتخار مصر در میدان تحریر و دیگر میدانها افزودند: این حکم الهی درباره مردم تونس – یمن – لیبی و بحرین نیز حاکم است.
رهبر انقلاب اسلامی، شعارها و رفتارهای مردم منطقه را نشان دهنده اصول، ارزشها و اهداف انقلابهای جاری در منطقه خواندند و با استناد به این واقعیت، تأکید کردند: «احیا و تجدید عزت و کرامت ملی پایمال شده بدست دیکتاتورهای فاسد و وابسته به آمریکا و غرب» از اصول درجه اول انقلابهای کنونی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شعارهای ملتها، برافراشتن پرچم اسلام را به عنوان تجلی اعتقادات عمیق و دیرین مردم، از دیگر اصول انقلابهای کنونی دانستند و خاطر نشان کردند: ملتهای منطقه بر این اعتقادند که برخورداری از امنیت روانی، عدالت، پیشرفت و شکوفایی جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ایشان، ایستادگی در مقابل نفوذ و سلطه خسارت بار و تحقیرآمیز آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیستی را از دیگر اصول انقلابهای منطقه ای دانستند و به میهمانان نخستین اجلاس بین المللی بیداری اسلامی خاطر نشان کردند: غرب و صهیونیسم همه تلاش خود را برای انکار این اصول و اهداف بکار می برند اما واقعیت با انکار و تکذیب، دیگرگون نمی شود.
رهبر انقلاب با انتقاد شدید از سهم خواهی قدرتهای خارجی در انقلابهای منطقه ای افزوند: سلطه طلبانی که  تمام توانایی خود را برای حفظ حکام مستبد و فاسد و وابسته بکار گرفتند اکنون حق ندارند خود را در پیروزی انقلابها سهیم بدانند.
ایشان در همین بحث، دخالت ناتو و امریکا را در لیبی، باعث نابود شدن زیر ساختهای این کشور و بروز ضایعه هایی بی جبران خواندند و افزودند: اگر این دخالتها نبود ممکن بود مردم لیبی اندکی دیرتر پیروز شوند اما این همه مردم بیگناه کشته نمی شدند و همدستان قدیمی قذافی و دشمنان دیرین مردم لیبی، دیگر نمی توانستند مدعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگ زده شوند. 
حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان درباره هویت انقلابهای جاری در منطقه تاکید کردند: مردم و نخبگان مردمی و کسانی که از مردم بر آمده اند، صاحبان این انقلابها، متعهد به حراست از آنها  و ترسیم کننده مسیر آینده و رو به تکامل این حرکات تاریخی هستند.
دومین بخش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی در آغاز اجلاس بین المللی بیداری اسلامی به آسیب شناسی و بررسی خطرهای پیش روی تحولات منطقه اختصاص داشت.
ایشان با اشاره به شناخت و تجربیات موفق ملت ایران در رویارویی با اینگونه خطرها، آسیبهای احتمالی بیداری اسلامی را به دوبخش تقسیم کردند: «آسیبهایی که ناشی از ضعفهای درونی است وخطرهای ناشی از برنامه ریزی مستقیم دشمنان»
حضرت آیت الله خامنه ای، راحتی خیال ناشی از احساس پیروزی و درپی آن کم شدن    انگیزه ها و سست شدن عزمها را  نخستین خطر درونی بیداری اسلامی دانستند و افزودند: این خطر هنگامی مهیب تر می شود که برخی اشخاص در صدد غنیمت طلبی و تصاحبِ سهمِ ویژه برآیند .
رهبر انقلاب اسلامی، مرعوب شدن در مقابل هیمنه ظاهری مستکبران، اعتماد به دشمن و افتادن در دام لبخندها و وعده های او، عدم شناخت پیچیدگیهای سلطه طلبان و غفلت از آنان، مغرور شدن، بروز اختلاف میان انقلابیون و بوجود آمدن رخنه در پشت جبهه مبارزه را از دیگر آسیبهای درونی انقلابها بر شمردند و تأکید کردند: باید با همه توان از این آسیبها گریخت و با در هم آمیختن شجاعت و تدبیر و حزم و اراده، همه ذخائر الهی را برای استمرار پیروزمندانه بیداری اسلامی بکار گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین دسته دوم آسیبهای احتمالیِ انقلابهای ملتهای منطقه، به برنامه ریزی دشمنان برای روی کار آوردن عناصر وابسته به امریکا و غرب اشاره کردند و افزودند: اگر این توطئه با هوشیاری مردم مواجه شود سلطه گران تلاش می کنند با سناریوهای مختلف، از جمله پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسی هایِ وابستگی ساز، راههای انحرافی دیگری را پیش پای ملتها بگذارند .
رهبر انقلاب خاطر نشان کردند: نفوذ میان انقلابیون، تقویت مالی و رسانه ای یک جریان نامطمئن و به حاشیه راندن جریان های اصیل انقلاب از دیگر شیوه هایی است که دشمنان با بکار گیری آنها، سعی می کنند مجدداً بر اوضاع مسلط شوند.
ایشان خطاب به علما، اندیشمندان و صاحب نظران جهان اسلام  یاد آور شدند: اگر این تاکتیک ها نیز به نتیجه نرسد مستکبران معمولاً به روشهایی همچون بوجود آوردن هرج و مرج، ترور، ایجاد درگیری میان پیروان ادیان و قومیت ها و حتی ایجاد جنگ میان کشورهای همسایه روی می آورند و با تحریم و حصر اقتصادی، هجوم همه جانبه تبلیغاتی و رسانه ای، بدنام کردن نخبگان صالح و خریدن عناصر سست عنصر، سعی می کنند مردم را نومید وخسته کنند تا به شکست کشیدن انقلابها ممکن و آسان شود.
رهبر انقلاب اسلامی پس از تبیین آسیبها و خطرات رویاروی انقلابهای منطقه ای، با استناد به تجربیات عینی ملت ایران و با اتکا به مطالعه دقیقِ فراز و نشیبهایِ دیگر کشورها، توصیه هایی را برای فائق آمدن به این آسیبها وخطرات، در اختیار نخبگان دینی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام قرار دادند.
توکل به خداوند، اعتماد و حسن ظن به وعده های مؤکد نصرت الهی، بکار گیری خرد و عزم و شجاعت، حضور مستمر در میدان، خسته نشدن از مجاهدت و فداکاری در راه خدا، پرهیز از غرور و غفلت، و حمد و شکرگزاری پروردگار مهمترین فرازهای این بخش از سخنان رهبر انقلاب بود.
ایشان مکتوب کردن و اعلام صریح اصول، باز خوانی دائم آنها، تنقیح شعارها و اصول   و تطبیق آنها با مبانی و محکمات اسلام را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: اهداف و      خواسته هایی نظیر استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در مقابل استبداد و استعمار،  نفی تبعیضهای قومی نژادی و مذهبی و نفی صریح صهیونیسم که ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی است، همه و همه برگرفته از اسلام و قرآن است .
حضرت آیت الله خامنه ای علما و اندیشمندان جهان اسلام را به داشتن حساسیت بالا و پایبندی کامل و دائم به اصول  دعوت کردند و افزودند: هرگز به امریکا و ناتو و لبخندها و وعده های ظاهر فریب رژیمهای جنایتکاری همچون انگلیس، فرانسه و ایتالیا اعتماد نکنید و با رد نسخه های بیگانه، راه حلهای مورد نیاز را از سرچشمه های فیاض اسلام بدست آورید.
پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله ای و مرزی، توصیه مهم دیگر رهبر انقلاب اسلامی برای فائق آمدن نخبگان و ملتهای مسلمان بر آسیبها و خطرات بود.
ایشان در این زمینه به اندیشمندان و متفکران جهان اسلام تأکید کردند: تفاوتها را به رسمیت بشناسید اما آنها را مدیریت کنید و بدانید که تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است و کسانی که با تکفیر این و آن، به آتش تفرقه مذهبی دامن می زنند دانسته یا ندانسته  مزدور و عمله شیطانند.
حضرت آیت الله خامنه ای، مقاومت در برابر الگوهای تحمیلی از جمله  الگوهای لائیک، لیبرالیسم غربی، ناسیونالیسم افراطی و گرایشهای چپ مارکسیستی را از دیگر اقدامات لازم برای تداوم بیداری اسلامی دانستند و ضمن توصیه صاحب نظران جهان اسلام به کار پیچیده و دشوار نظام سازی، افزودند: باید هدف نهایی را امت واحده ی اسلامی و ایجاد تمدن اسلامیِ جدید، بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار دهیم.
ایشان آزادی فلسطین از چنگال درنده صهیونیسم را نیز هدفی بزرگ خواندند و افزودند: نسل جوان کشورهای اسلامی ظرفیت چنین کار بزرگی را داراست و باید روح اعتماد به نفس را در او زنده کرد.
سخنان مهم رهبر انقلاب اسلامی در جمع  صدها نفر از علما، دانشمندان، متفکران، جامعه شناسان و مورخان کشورهای مختلف بویژه جهان اسلام با تذکر دو نکته مهم پایان یافت: 1- ضرورت حضور و نقش آفرینی قاطع مردم در مدیریت کشورها با اجرای نظام مردمسالاری اسلامی و2- لزوم مرزبندی دقیق میان اسلامگرایی با تحجر و افراط.
ایشان در باره نکته اول خاطرنشان کردند: ملتهای انقلاب کرده خواستار نقش آفرینی آرایشان در مدیریت کشورها هستند و چون مؤمن به اسلامند بنابراین مطلوب آنان، نظام مردمسالاری اسلامی است یعنی نظامی که در آن حاکمان با آرای مردم برگزیده می شوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است.  
رهبر انقلاب افزودند: البته نظام مردمسالاری اسلامی به اقتضای شرایط گوناگون کشورها، می تواند با شیوه ها و شکل های مختلف تحقق یابد و به هر حال باید کاملاً مراقب بود که این نظام با دمکراسی لائیک و لیبرال غربی که در مواردی ضد مذهب است اشتباه گرفته نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به ضرورت مرزبندی کامل میان اسلامگرایی با قشری گری و تعصبهای جاهلانه خاطر نشان کردند: افراطهای مذهبی که غالباً با خشونت کور همراه است عامل عقب ماندگی و دور شدن از هدفهای والای انقلاب و بیداری اسلامی است  که این مسئله نیز به نوبه خود مایه جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی سخنانشان، بیداری اسلامی را واقعیتی فراگیر در فضای عمومی منطقه خواندند و با تأکید بر لزوم مدیریت «صحنه همچنان سیال تحولات منطقه ای» افزودند: تقوا در معنای والا و گسترده و عمیقش، سر پیچیدن از فرمانبری کافران و منافقان، و توکل و اعتماد به خداوند، دستورالعمل کارساز پروردگار برای همیشه و به ویژه این برهه ی حساس و سرنوشت ساز امت اسلام است که عمل به آن، بیداری مبارک اسلامی به فضل الهی به سرانجام تاریخ ساز خود خواهد رساند.
در پایان سخنان رهبر انقلاب اسلامی در نخستین اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، ایشان با حضور در جمع نخبگان و متفکران از نزدیک با آنان دیدار و گفتگو کردند.

۱۳٩٠/۸/۳٠ توسط ghazal shakiba



شرکت صدها عزادار در تشییع نوجوان بحرینی

 

صدها عزادار بحرینی در مراسم تشییع نوجوان معترض 16 ساله که در جریان اعتراضات ضد دولتی به دست نیروهای رژیم آل خلیفه کشته شد، شرکت کرده‌اند.



به گزارش خبرگزاری اسوشیتد پرس، علی یوسف بگدار، در جریان تظاهرات در منطقه جفیر پس از آن که خودرو پلیس او را ‌زیر گرفت، جان خود را از دست داد.

ده‌ها هزار نفر از مردم بحرین روز جمعه (27 آبان، 18 نوامبر) نزدیک منامه، پایتخت این کشور اقدام به برپایی تظاهرات کردند و پایان حاکمیت خاندان آل خلیفه بر این کشور را خواستار شدند.

به گفته شاهدان، تظاهراتی که جمعه در شهر عالی در 3 کیلومتری جنوب شرقی منامه برگزار شد یکی از بزرگ‌ترین تظاهرات‌های ضد دولتی در هفته‌های گذشته بود.

تظاهرکنندگان در حالی که پرچم کشورهای لیبی و تونس را در دست داشتند، از رژیم آل خلیفه خواستند از سرنوشت حاکمان خودکامه‌ای که در برابر خواست و اراده ملت خود برای انجام اصلاحات مقاومت کردند، درس عبرت بگیرند.

بحرین از اواسط ماه فوریه تا کنون شاهد اعتراضات مردمی علیه رژیم آل خلیفه است.

هزاران تن از تظاهرکنندگان بحرینی با برگزاری تظاهرات‌های پی‌درپی از خاندان آل خلیفه می‌خواهند قدرت را واگذار کنند.

این در حالی است که از آغاز انقلاب مردمی در بحرین ده‌ها نفر در اقدامات سرکوب­گرانه نیروهای رژیم کشته و صدها نفر بازداشت شده‌اند.

منبع: پرس تی وی

 


۱۳٩٠/۸/٢٩ توسط ghazal shakiba



نشست بررسی ابعاد بیداری اسلامی از منظر موازین حقوق بشر در تبریز

 

 


۱۳٩٠/۸/٢٩ توسط ghazal shakiba



سخنانی در مورد تحولات منطقه از ...

چه نشانه‌هایی برای اثبات ماهیت اسلامی جنبش‌های خاورمیانه و شمال آفریقا وجود دارد؟
ما باید به شعارهای مردم معترض مراجعه کنیم؛ شعارهایی که جمال عبدالناصر در زمان حکومت خودش می‌داد و متحدین او در سوریه، لیبی، سودان، عراق و جاهای دیگر، همگی شعارهای عربی بود. شما می‌بینید که در کشورهای عربی مذکور در آن زمان بر بنی‌امیه و بنی‌عباس به عنوان افتخارات عرب تکیه می‌کردند اما الآن در میان این‌ها کسی به بنی‌امیه و بنی‌عباس تکیه نمی‌کند. می‌گویند سلف صالح یعنی صدر اسلام. دقت کنید که سلفی‌گری با وهابیت فرق می‌کند؛ مثلاً إخوانی‌ها سلفی هستند و معتقدند باید به رفتار پیامبر(ص) در زمان حیات ایشان برگردیم. می‌گویند اصل پیامبر(ص) و خلفای راشدین هستند؛ یعنی به بعد از امیرالمؤمنین به خلفایی نظیر معاویه، یزید، عبدالملک مروان، هارون الرشید و... تکیه نمی‌کنند. شاخه انحرافی سلفی‌ها وهابیت است که همین کارهای بی‌ربط را می‌کند و موجب بی‌آبرویی جهان اسلام می‌شود.

فاتحه پان‌عربیسم در زمان جنگ ژوئن ۱۹۶۷، که کشورهای عربی در سه جبهه اردن، سوریه و مصر شکست خوردند، خوانده شد؛ یعنی چه؟ یعنی تکیه بر عربیت به‌جای اسلامیت. از آن زمان به بعد ما شاهد رشد آرمان‌های اسلامی هستیم.

سابقه اسلامیت آن کسانی که در حال حاضر پرچم‌دار مبارزه هستند و اسم برخی‌شان در رسانه‌ها برده می‌شود، امری بارز است و آن‌ها در حرف‌هایشان تکیه بر اسلام می‌کنند. آدم‌هایی مثل عمروموسی و البرادعی نیز که می‌خواهند خودشان را کاندیدا کنند، دیگر صحبت از اسلام و آزادی فلسطین می‌کنند و حرف‌هایشان رنگ و بوی ضد صهیونیستی گرفته است. اگر ماهیت این حرکت اسلامی نبود، دلیلی نداشت افرادی که می‌خواهند از مردم رأی بگیرند تظاهر به اسلامیت کنند، بلکه تظاهر به عربیت می‌کردند!

 مواضع و نقش رهبر انقلاب اسلامی در هدایت این بیداری اسلامی را چگونه می‌بینید؟
در مراحل نخست شکل‌گیری بیداری اسلامی، ایشان در یک نماز جمعه شرکت کردند و این خلاف عرف بود؛ چراکه ایشان معمولاً سالی دو، سه بار مثلاً در ماه مبارک رمضان یا محرم شرکت می‌کنند. ایشان در نماز جمعه بهمن‌ماه سال گذشته تکیه صحبت خودشان را روی بیداری اسلامی و حمایت از آن گذاشتند که بعدها برخی از سران نهضت بیداری به اشکال مختلف از این حمایت اولیه ایشان تقدیر کردند. این نکته خیلی مهم بود. ایشان در این کار اغتنام فرصت کردند و در حقیقت مانع از فرصت‌سوزی شدند. معمولاً وقتی در کشوری انقلاب و حرکتی رخ می‌دهد، افراد، گروه‌ها و کشورها در موضع‌گیری‌های خودشان سعی می‌کنند اصلاحاتی بکنند و به نوعی در جهت منافع خودشان بهره‌برداری کنند.

این‌که می‌بینیم به عنوان مثال آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و برخی کشورهای عربی یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنند، به این دلیل است که می‌خواهند بگویند این از جنس انقلاب اسلامی ایران نیست، در حالی که به تدریج در نقاط مختلف، چه در منطقه و چه در کشورهای غربی، همه اعتراف کردند که این از جنس انقلاب اسلامی است. لذا برای کمک به این تحلیل درست، خود رهبری به میدان آمدند. تحلیل شخصی بنده این است که یکی دیگر از دلایل حضور ایشان در آن نماز جمعه این بود که افکار عمومی در داخل کشور، سرگردان و تحت‌تأثیر القائات و بهره‌برداری‌های سیاسی کشورها و رسانه‌ها واقع نشوند.

سایت‌ها و ماهواره‌ها همه به دنبال بهره خودشان هستند. رهبر انقلاب می‌خواستند با یک تبیین درست و منطقی بگویند که این خیزش‌ها در منطقه اسلامی هستند و تکلیف تصمیم‌گیران سیاسی در داخل کشور روشن شود و به نوعی هدایت سیاست افکار عمومی را ایشان در دست گرفتند تا در یک مسیر صحیح بیفتد و ما این فرصت به‌دست‌آمده را که در جهت تقویت کلی منافع جهان اسلام و امت اسلامی است، از دست ندهیم. به غیر از بحرین، خیزش‌های منطقه در کشورهایی اتفاق افتاد که اغلب برادران اهل تسنن هستند. از طرف دیگر حمایت رهبری به عنوان رهبر یک کشور شیعه از حرکت‌های مربوط به جهان اهل سنت، این فایده را داشت که تا حدود زیادی از القائات تفرقه میان سنی و شیعه را خنثی کرد و نکته بعد این است که به کسانی که این حرکت‌ها را شروع کردند دلگرمی داد که اگر آمریکا و اسرائیل در مقابل شما هستند، ولی ما از شما حمایت می‌کنیم و این حمایت، همان‌طور که در لبنان و فلسطین نشان داده شده است، محدودیت ندارد و از این بابت نه از کسی اجازه می‌گیریم و نه از کسی و جایی خوف داریم.

رهبر معظم انقلاب درست در زمانی که مردم مصر در حال قیام بودند و تلویزیون‌های عربی، غربی و سیاست‌مداران آن‌ها علیه آنان سخن می‌گفتند، حسنی مبارک را با لفظ «نامبارک» تلقی کردند و این در حالی بود که عده‌ای از سران کشورهای عربی از ابقای حسنی مبارک حمایت می‌کردند. ایشان با سخنان خودشان می‌خواستند به مردم مصر و سران کشورهای عربی بگویند که ملت ایران پشتیبان خیزش مردم مصر است. گذشت زمان نیز نشان داد که حق با ایشان بود؛ هم تحلیل درست بود و هم این حمایت به‌جا. اگر این نمی‌شد، پراکندگی تحلیل، تحت‌تأثیر برخی القائات موجب می‌شد که ما تکلیف خودمان را ندانیم. ایشان تنها به آن فرصت نیز اکتفا نکردند و طی این مدت، اهتمام بسیاری داشتند تا به هر شکلی که شده از قیام‌ها و خیزش‌های بیداری اسلامی حمایت شود.

 رفتارشناسی آمریکا در قبال این حرکت‌های مردمی یکی از وجوه تحولات اخیر است. در حالی که آمریکا و اسرائیل در این قضیه غافلگیر شدند، اما تلاش می‌کند تا با ترفندهایی حرکت های مردمی را در جهت منافع خویش هدایت کند. البته برخی هم که اعتقاد دارند این اتفاقات از ابتدا نقشه آمریکا بوده است. تبیین شما از این مسئله چیست؟
بدون تردید آن‌چه که پیش آمده مطلوب آمریکا نبوده است. به چه دلیل؟ صرف‌نظر از دلایل نقلی، شواهد عقلی نیز وجود دارد. این دلائل عقلی از یک سو مربوط به بیداری ملت‌ها به‌طور عام و بیداری اسلامی به‌طور خاص می‌شود و از سوی دیگر با سابقه رفتار استعمارگران به‌ویژه آمریکا مرتبط است. آنچه که پیش آمده تقریباً منحصر به جهان اسلام و متمرکز در جهان عرب است. این‌جا باید گفت که در عصر حاضر جهان غیر ‌عرب در بیداری اسلامی، به لحاظ زمانی، جلوتر از جهان عرب بوده است. البته این به آن معنا نیست که کشورها و ملت‌های عرب در گذشته، تلاش نکرده‌اند.

موج جدید بیداری اسلامی با انقلاب اسلامی در ایران شروع شد که یک کشور غیر‌ عربی است و بعد در دیگر کشورها مانند فلسطین، لبنان و افغانستان تأثیر گذاشت. در موج جدید بیداری اسلامی که از انقلاب اسلامی شروع شد، ایران پیشتاز و پرچم‌دار بود و این تفکر و روش در تقابل با استبداد داخلی و استعمار خارجی الگو گرفته شده از جمهوری اسلامی ایران است. این را هم دوستان ایران و هم مخالفین آن اذعان دارند. شاید بتوان چنین گفت که کشورهای عربی با وجود سابقه مکرر و طولانی در امر مبارزه ضد استعمار، برای مدتی سرکوب شدند و از این موج جدید عقب نگه داشته شدند.

اما به یک‌باره در ماه‌های اخیر این انرژی فشرده شده در جهان عرب سرباز کرد. در عصر حاضر هم با توجه به توسعه وسایل ارتباطاتی نمی‌شود مردم را بی‌خبر گذاشت. اگر کسانی نیز چنین تلاشی کنند موفق نخواهند بود. نکته دوم این‌که کشورهایی که این اتفاقات در آن‌ها افتاده، سابقه مبارزاتی طولانی دارند. بدون تردید مهم‌ترین نقطه این تغییر مصر بود. تحولات مصر بعد از تونس شروع شد. تأثیرگذاری مصر بر جهان عرب و اسلام بالاتر از کشورهایی مثل تونس است. مصر یک انرژی متراکم‌شده رو به افزایش بیداری اسلامی را در خودش ذخیره کرده بود و به محض آن‌که استارت حرکت‌ها در تونس زده شد و با اولین حرکت‌ها، رئیس‌جمهور دیکتاتور این کشور فرار کرد و از دست حامیانش کاری برنیامد.

مصری‌ها نیز متوجه شدند که زمان تغییر فرا رسیده است، به‌ویژه این‌که با تقلب فراگیر در انتخابات مجلس مواجه شدند. در نوبت قبلی انتخابات مجلس مصر، إخوان‌المسلمین، حزب اصلی معارض حکومت حسنی مبارک، به‌رغم همه فشارها، بیست درصد کرسی‌ها یعنی حدود هشتاد کرسی داشت اما در انتخابات آخر، تنها یک کرسی به دست آوردند. در مصر هر اتفاقی بیفتد در جهان عرب به عنوان شاخص به حساب می‌آید. انقلاب ۱۹۵۲ یا ۱۳۳۱ شمسی مصر به رهبری ژنرال نجیب و جمال عبد‌الناصر که ترکیبی از انقلاب و کودتا بود، یک اتحاد بین إخوان‌المسلمین و ارتش مصر به وجود آورد. وقتی که ناصر روی کار آمد، این انقلاب سراسر جهان عرب را گرفت و بعد ما شاهد چیزی بین انقلاب یا کودتا در سوریه، عراق و سایر حکومت‌های پادشاهی عربی بودیم که یکی پس از دیگری سقوط کردند، از شمال آفریقا تا یمن.

شاخص جهان عرب حکومت مصر و جمال عبدالناصر بود؛ به‌ویژه این‌که بر روی پان‌عربیسم نیز تکیه می‌کردند. شکست ناصر در جنگ شش‌روزه در سال ۱۹۶۷ موجب افول انقلاب مصر شد، در حالی که ملی کردن کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ موجب اوجش شده بود. بعد هم با سپتامبر سیاه اردن مواجه شدیم که در آن فلسطینی‌ها قتل عام شدند و با فاصله کوتاهی ناصر سکته کرد و عملاً انورالسادات، معاون رئیس‌جمهور، که غربی‌ها رویش کار کرده بودند، در سال ۱۹۷۰ رئیس‌جمهور مصر شد و به تدریج تمام کارهای ناصر را خنثی کرد تا به حسنی مبارک رسید که عملاً ابزار دست آمریکا و اسرائیل بود.

مردم مصر همان مردم هستند؛ نقطه شروع إخوان‌المسلمین به عنوان نهضت فراگیر جهان تسنن از مصر بوده و هر حرکت فکری و فرهنگی در جهان عرب، بخش اعظم خاستگاهش در مصر است. این‌ها که علیه حسنی مبارک اقدام کردند، حسنی مبارک سعی کرد مقاومت کند. لذا از مصر خارج نشد بلکه به شرم‌الشیخ رفت. چون به حسنی مبارک توصیه شده بود که بماند تا بلکه امور به مجاری قبلی خودش برگردد. آمریکایی‌ها سعی کردند تا جانشین مبارک کسی باشد که وابستگی‌اش به آمریکا به اندازه مبارک باشد اما کارایی‌اش بیشتر از مبارک و بدنامی‌اش کمتر از مبارک باشد. لذا روی عمر سلیمان، مسئول امنیتی تکیه کردند. مردم عمر سلیمان را نپذیرفتند. آمریکایی‌ها پشت سر هم سعی کردند جایگزینی را جا بیندازند، اما مردم زیر بار نرفتند و بالأخره امروز کسانی در مصر دولت موقت تشکیل دادند که سابقه طولانی مبارزه و زندان رفتن در زمان حسنی مبارک را دارند.

روی کار آمدن این‌ها به نفع آمریکایی‌ها نیست. ببینید، باز کردن دروازه رفح کار آسانی نیست؛ این درست نقطه مقابل سیاست‌های قبلی آمریکا است. علت این‌که اسرائیل توانست غزه را محاصره کند، کمک دولت حسنی مبارک بود. حتی فلسطینی‌ها یک تونل‌هایی زده بود تا بتوانند از غزه به داخل خاک مصر بروند. مصری‌ها با پول آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها یک دیوار آهنی طولانی و به عمق زیاد در زمین ایجاد کرده بودند تا از احداث تونل نیز ناتوان باشند. در مقابل، دولت فعلی مصر، فلسطینی‌ها را آزاد کرد و رفت و آمد بین مصر و غزه را آزاد کرد. مصری‌ها اعلام کردند که با ایران رابطه برقرار می‌کنند. تلاش آمریکایی‌ها بر این است که ایران مورد تحریم سیاسی و اقتصادی قرار بگیرد اما به یک‌باره نزدیک‌ترین کشور متحد عربی‌شان اعلام می‌کند که می‌خواهد با ایران رابطه داشته باشد و بعد هم اجازه می‌دهد که کشتی‌های جنگی ایران از کانال سوئز رد شوند. این‌ها علائم خوبی برای آمریکایی ها نیست. آمریکایی‌ها بیش از سی سال روی حکومت حسنی مبارک هزینه کرده بودند.

بعد از اسرائیل، بیشترین کمک خارجی آمریکا به مصر بود. این همه سرمایه‌گذاری کردند و در سیستم‌های اطلاعاتی مصر نفوذ کردند تا بیداری اسلامی را کنترل کنند، بعد وقتی مردم پیروز شدند، جزو اولین خواسته‌شان این بود که مخوف‌ترین سیستم امنیتی مصر یعنی أمن‌الدولی بسته شود و اسنادش برملا شود. دولت زیر بار نرفت، خود مردم حمله کردند و مثل ساواک زمان شاه ایران آن‌جا را گرفتند، اسنادش را نیز بردند و الآن دست مردم است. لذا اگر این یک طرح آمریکایی بود، نباید چنین اتفاق می‌افتاد. پس از گذشت هفتاد سال از تبعید رضاشاه از ایران و قریب نود سال از تأسیس سلسله پهلوی در ایران، هنوز انگلیسی‌ها اسناد سری مربوط به ارتباط‌شان با رضاشاه را برملا نکردند. برای این‌که آن کسانی که به نوعی در کشورهای تحت نفوذ انگلیس به حمایت انگلیس‌ها مستظهر بودند و هستند، احساس ناامنی نکنند.

در حالی که اشخاصی مثل آیرونساید، فردوست، اردشیر ریپورتر، شاپور ریپورتر، علم یا حسن اعظام قدسی - که خاطرات خودش را در رابطه با کنسول انگلیس منتشر کرده است- اقرار کردند که رضاشاه را انگلیسی‌ها سر کار آوردند، خود انگلیسی‌ها بعد از گذشت نود سال هنوز اقرار نکرده‌اند. مردم می‌دانستند اما استناداتش تقریباً تا بعد از انقلاب درنیامده بود. آمریکایی‌ها نیز اسناد افراد مزدور خودشان در حکومت حسنی مبارک را افشا نمی‌کنند برای این‌که اگر افشا کنند دیگر کسی جرأت نمی‌کند مزدوری آن‌ها را در کشورهای عربی بکند و بی‌آبرو می‌شوند.

 پس این نظر که مدیریت اتفاقات اخیر به دست خود آمریکا بوده است، قابل قبول نیست؟
آخر چطور ممکن است که آمریکایی‌ها تیشه به ریشه خودشان بزنند؟! در جاهایی مثل فیلیپین، زمانی به واسطه حضور مائوئیست‌ها و مسلمانان انقلابی، تلاش می‌شد تا فیلیپین از زیر سلطه آمریکا بیرون بیاید و مسلمانان استقرار پیدا کنند و مائوئیست‌ها نیز که طرفدار چین بودند، فیلیپین را به سمت چین ببرند. آمریکایی‌ها یک ژنرال نظامی مثل حسنی مبارک در آن‌جا گذاشتند به نام فردیناند مارکوس. این ژنرال، مسلمانان را در جنوب و مائوئیست‌ها را در شمال سرکوب کرد. آمریکایی‌ها دیدند دوره فردیناند مارکوس سر آمده، یک نفر تربیت‌شده آمریکا به نام آقای آکینو را مطرح کردند. آکینو وقتی وارد فرودگاه مانیل پایتخت فیلیپین شد، عوامل مارکوس وی را به گلوله بستند و کشتند. آمریکایی‌ها همسر آکینو را مطرح کردند، از آن طرف هم بساط مارکوس را جمع کردند و زن مارکوس را تحت تعقیب قرارداده و اموالش را توقیف کردند و خانم آکینو رئیس‌جمهور فیلیپین شد. بعد فیلیپین زیر سلطه آمریکا ماند، منتها به شکل جدید و به روزش!

آمریکایی‌ها اگر بخواهند حکومتی را که دوره‌اش سر رسیده کنار بگذارند و حکومت دیگری بیاورند، تا یک تضمین همه‌جانبه نداشته باشند که نفر بعدی منافع آمریکا را حفظ کند، حکومت قبلی را عوض نمی‌کنند. این‌ها دلایل عقلی و مثال‌های تاریخی هستند که به ما نشان می‌دهد که در جریانات اخیر رشته کار از دست آمریکایی‌ها در رفته است. آمریکایی‌ها کاری نمی‌کنند که مردم را به خیابان‌ها بکشانند - مردمی که تظاهرات میلیونی برپا می‌کنند- تا مخالفت با خودشان و اسرائیل و طلب آزادی فلسطین را در شعارهای مردم بشنوند. این چه نفعی برای آمریکا دارد؟

مگر می‌شود این انرژی آزادشده را دوباره مهار کرد؟ من معتقدم اتفاقات اخیر پیام بدی برای متحدین آمریکا در منطقه دارد. عوامل آمریکایی در کشورهای عربی به آمریکا اعتراض دارند که چرا به اندازه کافی از حسنی مبارک دفاع نکرده است. سران سایر کشورهای عربی می‌دانند که سرنوشت خودشان نیز همین است. آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند تا آدم‌های جاافتاده، شناخته‌شده و تضمین‌شده طرفدار آمریکا ساقط نشوند و اگر شدند، آدمی که روی کار می‌آید به آن‌ها نزدیک‌تر باشد، اگر نشد باز هم عقب‌نشینی می‌کنند.

آمریکایی‌ها تا جایی که بتوانند سعی می‌کنند بخشی از منافع از دست رفته خودشان را جبران کنند. مثال دیگرش را در خود ایران داریم. موقعی که پایه‌های انقلاب اسلامی ایران از سال ۱۳۴۰ علنی شد، این‌ها گام‌های اول عقب‌نشینی را برداشتند. چه کار کردند؟ هویدا را برداشتند و به جایش آموزگار را گذاشتند، بعد دیدند آموزگار نیز نشد، شریف امامی را آوردند. هویدایی را که پس از ترور منصور سیزده سال به این‌ها خدمت کرد را به زندان انداختند. شریف‌امامی تظاهر به دین‌داری کرد، ولی مردم به این هم رضایت ندادند. یک ازهاری نظامی را روی کار آوردند که شروع به سرکوب مردم کرد، ولی نشد.

مرتبه بعد شاپور بختیار را از جبهه ملی آوردند و بعد به شاه گفتند از ایران برو. اگرچه اسناد شاپور بختیار و وابستگی او به انگلیس در اسنادی در زمان حکومت دکتر مصدق در آمده بود، اما بالأخره خودش را به عنوان یکی از رهبران جبهه ملی دوم جاانداخته بود و می‌خواستند بگویند حالا که شاه رفته، ملّیون سر کار آمده‌اند. مردم ما به این رضایت ندادند و بختیار رفت و امام(ره) آمد. این‌ها از آن زمان تا به حال در خود جمهوری اسلامی ایران، هر کسی را که یک مقدار زاویه با اصل حکومت پیدا می‌کند مورد حمایت قرار می‌دهند که آخرین نمونه‌اش همین فتنه ۸۸ است. برخی از آن‌ها سوابق انقلابی داشتند، اما به محض این‌که با نظام زاویه پیدا کردند، آمریکایی‌ها شروع به حمایت از آنان کردند؛ یعنی آمریکایی‌ها هر چقدر که می‌توانند سعی می‌کنند پایگاه از دست رفته خودشان را به دست بیاورند و لو این‌که میزان نفوذشان یک صدم قبل باشد. بعد به تدریج سر پل را که پیدا می‌کنند، بقیه نفوذشان را اعاده می‌کنند.

 در لیبی هم ظاهراً همین اتفاق افتاد؛ یعنی تمام تلاش‌شان را کردند تا در این کشور نفوذ کنند.
شما ببینید غربی‌ها در رابطه با لیبی چند جور تصمیم گرفتند. اول کمی صبر کردند، وقتی دیدند که قدرت انقلابیون بالاست، قطعنامه صادر کردند. ضمن بمباران لیبی، در ایتالیا و جاهای دیگر با دولت قذافی مذاکره می‌کردند و همین الآن نیز با مبارزین مذاکره می‌کنند و هم با قذافی. هر وقت لازم ببینند یک مقدار نیروهای قذافی را بمباران می‌کنند و یک مقدار مبارزین را! بعد هم می‌گویند اشتباه شده است. مگر می‌شود ده، دوازده بار اشتباه شود؟ مشخص است که پایگاه مبارزین شرق لیبی است، پایگاه حکومت قذافی غرب لیبی؛ چطور هواپیماهای غربی که می‌توانند کوچک‌ترین حرکت را بر روی زمین رصد کنند برای چندمین بار انقلابیون را اشتباه بمباران کنند؟ آمریکایی‌ها سعی می‌کنند که هم قذافی تضعیف شود، هم انقلابیون رشد نکنند و هم در این بین فعالیت‌های سیاسی خودشان را انجام بدهند و با نوعی رفتار کج‌دار و مریض نگذارند مسلمانان روی کار بیایند.

 در جریان تحولات اخیر منطقه‌ای، نقش عربستان سعودی به دلیل حضور در بحرین و تلاش برای سرکوب معترضین پررنگ است. چرا آل سعود دست به چنین کاری زد؟
به نظر می‌رسد که اقدامات عربستان یک اشتباه در محاسبه است. در اوائل دهه ۶۰ با کمک ناصر در یمن بر علیه حکومت زیدی یمن کودتا شد و عبدالله سلال روی کار آمد. عربستان در آن زمان از حکومت زیدی یمن حمایت کرد و ناصر از عبدالله سلال و عاقبت هم سلال برنده شد. در تحولات سال‌های اخیر بین یمن شمالی و یمن جنوبی به پایتختی عدن درگیری و جنگ شد. عربستان سعودی از یمن جنوبی در مقابل علی عبدالله صالح حمایت کرد، حتی پول هواپیماهای میگ مورد نیاز یمن جنوبی را عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه دادند؛ برای این که مخالف تشکیل یمن یکپارچه به رهبری عبدالله صالح بودند. علی عبدالله صالح نیز فردی را به واشنگتن فرستاد، با آمریکایی ها کنار آمدند و عملاً دو یمن با هم متحد شدند و عربستان موفق نشد. در قضیه لبنان مخالف این بودند که مقاومت اسلامی حزب‌الله قوت بگیرد ولو این‌که در مقابل اسرائیل باشد. لذا شیخی از ائمه جمعه عربستان - در آن زمانی که نبرد حزب‌الله علیه اسرائیل بود- در خطبه نماز جمعه گفت حرام است که کسی برای پیروزی حزب‌الله دعا کند. عربستان نه تنها کمک مالی، تسلیحاتی به حزب‌الله نکرد بلکه از حمایت سیاسی نیز دریغ ورزید و یک شیخ وهابی به مردم گفت که اگر دعا کنید حزب‌الله و مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌ها بجنگد فعل حرام انجام داده‌اید. تا این‌جا نیز پیش رفتند اما موفق نشدند و در لبنان شکست خوردند. در ابقای سعد حریری هم شکست خوردند.

حالا می‌گوییم جنوب لبنان شیعه بودند؛ مردم فلسطین در غزه که اهل تسنن هستند! این‌جا نیز عربستان حمایت نکرد و به صورت غیر مستقیم از اهداف اسرائیل و حسنی مبارک حمایت می‌کرد اما باز در این‌جا نیز شکست خوردند.

عربستان موافق این نبود که نوری المالکی در عراق به قدرت برسد ولی مردم عراق به مالکی رأی دادند. توصیه ما به عنوان یک کارشناس سیاسی، به دوستان عربستانی این است که چند بار باید یک تجربه شکست خورده را تکرار کرد؟ شاید بشود مردم بحرین را با زور نظامی‌گری عربستان ساکت کرد اما مردم بحرین هرگز این را از یاد نخواهند برد که از کشور همسایه به کشورشان لشکرکشی شد، کشتار کردند، مردم را شکنجه کردند، به زندان انداختند و به زور سرنیزه مردم را ساکت کردند. تجربه مصر، تونس و بسیاری از کشورهای دیگر روبروی ماست. مگر حسنی مبارک توانست آرمان‌های اسلامی را در مصر خاموش کند؟ اکنون نیز دیر یا زود نیروهای سعودی از بحرین خارج می‌شوند، اما خاطرات خوبی از آل‌سعود در ذهن مردم بحرین نخواهند ماند و آینده روابط مردم با دولت سعودی روابط خوبی نخواهد بود.
توصیه من به عنوان یک کارشناس سیاسی به طرف سعودی این است که به منافع واقعی خودشان بیشتر فکر کنند. می‌شود برای مدتی عده‌ای را ساکت کرد، ولی برای همیشه نمی‌شود همه را ساکت و خفه کرد. این تجربه تاریخ در منطقه ماست.

علی اکبر ولایتی


۱۳٩٠/۸/٢٩ توسط ghazal shakiba



بررسی تحولات منطقه و بیداری اسلامی

به گزارش واحد مرکزی خبر ،علی باقری معاون سیاست خارجی دبیرشورای عالی امنیت ملی کشورمان در دیدارهای جداگانه با  با نیکولای پاتروشوف و یوگنی لوکیانوف دبیر و معاون دبیر شورای امنیت روسیه مهمترین مسایل امنیتی دو کشور و تحولات پیش روی درمنطقه را بررسی کرد.
انتقاد از گزارش اخیر مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران از مهمترین موضوعات مطرح در این دیدارها بود .
معاون دبیر شورای امنیت روسیه در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر در مسکو گفت : روسیه معتقد است جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو ان. پی. تی می تواند به توسعه فعالیت های صلح آمیز هسته ای خود ادامه بدهد .
یوگنی لوکیانوف گفت : مواضع رهبری جمهوری اسلامی ایران در اینکه این کشور بدنبال سلاح هسته ای نیست، برای جامعه جهانی مشخص است و برخی ابهامات نیز باید از طریق گفتگو حل و فصل شود .
معاون دبیر شورای امینت ملی کشورمان همچنین با سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه و سرگئی ریابکوف معاون امور بین الملل وزیر امور خارجه  روسیه نیز به طور جداگانه دیدار و درباره مسایل مهم منطقه ای و بین المللی گفتگو کرد .
علی باقری گفت: این دیدارها در چارچوب همکاری و هماهنگی های مستمر ایران و روسیه  درباره تحولات پیش رو و دیپلماسی فعال در منطقه و بین الملل انجام شد .
معاون سیاست خارجی و بین الملل دبیر شورای عالی امنیت ملی افزود: در دیدار با  لاوروف و ریابکوف درباره موضوعات مورد علاقه ؛ تحولات منطقه و گزارش اخیر مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی گفتگو کردیم .
باقری درباره گزارش اخیر آمانو و موضع گیری محکم روسیه وچین در قبال این گزارش گفت: ما مواضع جمهوری اسلامی ایران را که حقوقی و قانونی است به صورت شفاف بیا نکرده ایم .
وی افزود: با وجودیکه جمهوری اسلامی ایران برای همکاری با آژانس اعلام آمادگی کرده بود، آژانس رویکرد غیرسازنده را انتخاب کرد که این اقدام با اعتراض جدی روسیه و چین مواجه شد .
معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: نمایندگان روسیه و چین در سازمان ملل اعلام کردند که این اقدام آژانس با ماهیت آن که یک نهاد حقوقی است  سازگاری ندارد .
باقری افزود : تصور ما این است که این رویکرد تحمیلی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به حیثیت آنها لطمه وارد می کند .

نقل از جهان نیوز


۱۳٩٠/۸/٢٩ توسط ghazal shakiba